گیرم که باخته ام ...
اما کسی جرأت ندارد به من دست بزند ...
یا از صفحه بازی بیرونم بیندازد ...
شوخی که نیست من شاه شطرنجم !!!
تخریب می کنم آنچه را که نمی توانم باب میلم بسازم ...
آرزو طلب نمیكنم ، آرزو میسازم ...
لزومی ندارد من همانی باشم که تو فکر می کنی ...
من همانی ام که حتی فکرش را هم نمی توانی بکنی ...
لبخند می زنم و او فکر میکند بازی را برده ...
هرگز نمی فهمد با هر کسی رقابت نمی کنم ...
زانو نمی زنم ، حتی اگر سقف آسمان ، کوتاهتر از قد من باشد !
زانو نمی زنم ، حتی اگر تمام مردم دنیا روی زانوهایشان راه بروند !
من زانو نمی زنم ... درگیر من نشو ، همـدم نمیخواهم

این غرور فقط به خاطر یه نفر شکسته شد و این آخرین بارشه که میشکنه!
پیش اون هیچ غروری ندارم و نخواهم داشت...